محمود نجم آبادى

318

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

تمام اين موضوعات و نفوذ تمدن يونانى باعث آن گرديد ، كه نام اسكندر زبانزد مردم گردد و پس از وى جانشينانش نيز چون طرفدار تمدن يونانى بودند ، دست بدست هم بدهند و طب يونانى را در ايران رونق دهند و نفوذ كم‌نظيرى از طب يونانى در ايران برقرار كنند و با آنكه در دوران ساسانيان از طب هندى استفادات زياد به عمل آمده و برزويه طبيب به هند سفر كرد و يادگاريهاى طبى نيز با خود آورده است ، ( شرح آن بعدا بيايد ) باز اثر طب يونانى در ايران به خوبى مشهود مىگردد ، تا آنجا كه در دوران تمدن اسلامى باز اين نفوذ علاوه بر آنكه ظاهر بود در عمق تمدن اسلامى رسوخ داشت . عده‌اى از مورخين را عقيده آن است كه مقدارى از فلسفه يونانى ماخوذ از ايران بوده است ، چنان كه نظامى در اسكندرنامه مىفرمايد : خردنامه‌ها را بلفظ درى * به يونان زمين كرد كسوت‌گرى بارى مقصود از نگارش سطور بالا روشن شدن و وضع طب در دوران اسكندر و پس از وى ( خلفاء اسكندر ) و دوران ساسانيان كه نتيجه اثر آن بر روى طب و تمدن اسلامى مشهود گردد . اسكندر مايل بود كه مردم او را ستايش كنند و بسيار شهرت‌طلب بود و همين امر باعث شد ، كه بسيارى از مورخان و سياحان به مناسبت آوازه و شهرت و اعمال و جنگها و فتوحات وى ، راه مبالغه رفته‌اند كه كم‌كم با شاخ و برگهاى زيادى كه پس از مرگ وى مخصوصا - افسانه‌نويسان مصرى به اين امر داده‌اند اضافه شد - چنان درختى بارو شد كه بعدها به صورت افسانه‌اى درآمد . اسكندر مايل بود تمام ملل و اقوام كه مطيع وى شده بودند باهم يگانه شوند ،